هديه هديه ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 16 روز سن داره

هديه خانم، مغز بادوم

جشن کوچولوی ما

سلام عزیزم دیروز یه جشن کوچولو برات گرفتیم چون مرحله اول تراشه های الماس رو تموم کردی و حالا از امروز مرحله دوم رو شروع کردیم البته مرحله اول رو خیلی وقت بود که گذروندی اما خوب حالا حسابی روون شدی و کامل کتاب و می خونی علاوه بر اون کلمات هدیه،کیانی،عروسک و سگ رو هم می خونی مهمونامون شامل هدیه خانم،مادر و پدر بود  گل دخترم امیدوارم همیشه تو زندگی موفق باشی       همون اول کار جورابت خورد به کیک و شما هم کلی ذوق کردی       بعد هم با دست اوفتادی به جون زله(ژله) روی کیک     ...
24 ارديبهشت 1392

اخر هفته

 سلام گل دخترم امروز یکشنبه 22 اردیبهشت و اول از همه بگم که اشتباهی فکر کردم دندون در اوردی هنوز دندون بالا سمت راستت در نیوده دوما از دیشب یاد گرفتی که خودت پاتو می ذاری روی کشوی تخت و می ری توش امیدوارم به زودی بتونم یادت بدم که باید همونجا هم بخوابی راستی از سه شنبه هفته پیش هم بلاخره برای اولین بار خودت توی پارک از پله های سرسره ها بالا رفتی و سر خوردی من که حسابی تعجب کردم به همین خاطر هم فردا با پدر دوباره بردیمت پارک و بازم سر خوردی هوراااااااااااااااااااااااا  دختر گلم اخر هفته یعنی پنج شنبه و جمعه رفتیم کیان واقعا قشنگ شده بود اصولا بهار قشنگترین فصل اونجاست اما متاسفانه اونقدر سرد بود که اصلا نمی شد بیرون رفت فق...
23 ارديبهشت 1392

روز مادر

سلام گل دخترم  امروز 16 اردیبهشت روز 11 اردیبهشت روز مادر بود و ما برخلاف پارسال امسال کنار مامان اکرم بودیم این چند روز که اونجا بودیم یعنی 11 تا 14 اردیبهشت خیلی خوش گذشت روز  جمعه عصرونه داشتیم با خانواده بابایی من یعنی عمه ها و زن عمو ها و ... عزیزم اون روز اونقدر رقصیدیم و خوشحالی کردیم که نگو شما هم کلی رقصیدی اما اون گوشه کنارا دختر قشنگم روز 3 اردیبهشت یه دندون و 13 اردیبهشت هم اون یکی در اومد حالا فقط مونده پایین سمت چپ  نازنینم تازگی ها یک تکیه کلام خوشگل پیدا کردی و هر چی که بهت می گم قبل جواب دادن یا انجام دادن اون کار می گی بزا(بزار) گل دخترم  عشق کوچولوی من با یک دستت به قشنگی و محکم بشکن می زن...
16 ارديبهشت 1392

دندان

گل دخترم سلام عشقم جوجه طلایی من جمعه هفته پیش یعنی 30 فروردین 92 پدر متوجه شد که داری یه دندون اسیا جدید در م یاری البته اون موقع دیگه یه قسمتی از دندونت بیرون زده بود عشقم تازه اون موقع بود علت بهانه گیری و ملتهب شدن پاهات رو فهمیدم مبارکت باشه دخترم الان هم دوباره پاهات زخم و نمی دونم باز خبریه؟؟/ راستی دیشب با دوستت لیانا و خوانوادش رفتیم رستوران خیلی خوش گذشت بعد از شام هم اومدیم خونه ما و کلی با هم بازی کردید عزیزم    این عکسا در اصل مربوط به پست قبلیه اما چون اون موقع دوربین همراه پدر بود حالا عکسا شو میذارم هدیه خانم در پارک امل     اینم هدیه خانم -ابگرم رینه   ...
5 ارديبهشت 1392

مسافرت

سلام عشقم تو چند روز گذشته چند تا اتفاق افتاد اول از همه بگم روز 27 فروردین تولد دایی احمد دوست عزیزم مریم بود که ایشالا هر دو تا 1000 سال زنده باشن روز سه شنبه هفته پیش با خودم بردمت باشگاه تو هم توی محوطه حسابی با بچه ها سر گرم شدی و تا حالا به من می گفتی که مادر نرو باشداه(باشگاه) اما حالا همش می گی مادر بییم(بریم) باشداه یه روز هم با پدر بردیمت پارک روز یک شنبه که تعطیل بود اونجا هم کلی بازی کردی و خوش گذروندی    اینکه روز 4 شنبه 28 فروردین رفتیم ابگرم رینه و من به شما گفتم داریم می ریم مسافرت  عزیزم کلی ذوق می کردی و اونجا هم توی سوئیتی که گرفته بودیم نمی دونستی چه کار کنی و همش اینور و اونور می ...
30 فروردين 1392

روزانه

سلام دخترم امروز روز 20 فروردین و شما الان که شاعت 4.45 دقیقه هست لالا کردی دخترم روز 18 ام یعنی یکشنبه رفتیم به پارک جنگل امل شما هم حسابی اونجا تفریح کردی و بدو بدو کردی و دوباره هم یه اسب دیدی که کلی سرگرم شدی و کنارش موندی عشقم دیروز هم خونه عمه ذلفا بودیم دوره خانوادگی بود و شما کلی با بچه ها بازی کردی خصوصا با اریا مهر که حالا دیگه بزرگ تر شده و برات می خنده و توی روروئک سعی می کنی باهاتون بازی کنه دختر قشنگم این روزا امل خیلی گرم شده تابستون زودتر اومده انگار راستی چند تا خبر خوبم دارم اول اینکه زهرا جون دختر عمه پدر به سلامتی فارغ شد روز 8 فروردین اسم نی نی هم ترنم گذاشتن دوم اینکه معصومه جون دختر اون یک...
20 فروردين 1392

دریا

سلام گل دخترم  دیروز که اخرین روز تعطیلات طولانی عید امسال بود یعنی 16 فروردین برای اولین بار در سال جدید رفتیم دریااااااااااااااااا یه کم سرد بود اما به به چه ابی چقدر خلوت بود چقدر اروم بود چقدر خوش گذشت من بودم و شما و پدر عشقم یه اسب اونجا بود که شما همش می خواستی بری پسشش و باهاش بازی کنی اما پدر اجازه نمی داد خیلی نزدیک بشی و می گفت ممکنه رم کنه دختر گلم حسابی بازی کردی و بعد هم رفتیم بازار ماهی محمود اباد تا ماهی سفید بخریم شما هم همش گیر داده بودی که به ماهی ها دست بزنی البته اولش می ترسیدی اما بعد شجاع تر شدی و به ماهی خشک شده ها دست زدی  گلم بعد هم رفتیم خونه مامان نرگس و چند تا ماهی ه...
17 فروردين 1392